معين الدين نطنزى

290

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

با ديگر مستحفظان قلعه مقيّد به درگاه حاضر كردند بعد از عرض اسلام و اصرار ايشان بر كفر [ مثال ] عالى به نفاذ پيوست تا هم در [ آن ] مجلس همه را به ياساق رسانيدند . بعد از آن وى به هر قلعه‌اى كه در استحكام دماوند را طال بقاه مىگفت و بر النجق قهقهه مىزد به مجرّد وصول و نزول تسليم مىفرمودند تا در اندك فرصتى تمامت قلاع و جبال گرجستان را عاليها سافلها كردند و مقضى المرام عنان مراجعت عساكر منصوره از آن صوب متوجّه قيشلاق قراباغ شد . و چون در حوالى بيلقان اتّفاق نزول مبارك دست داد به مصلحت محافظت آن سرحدّ سلطان صاحب‌قران عمارت قلعه بيلقان را تجديد فرمود . بعد از آنكه آن مهمّ نيز متمشّى شد و موسم قيشلاق تنگ گرديد موكب همايون ملتفت قراباغ شد و آن زمستان مبارك را در آن جلگهء وسيع بسر بردند . ذكر سبب تمرّد اسكندر شيخى و قتل ملوك رستمدار در بهار سال ستّ و ثمان مايه ( 806 ه / 1403 - 1404 م ) كه وقت مراجعت به طرف دار السّلطنه نزديك شد و سرداران عراق را فرمان عالى به نفاذ پيوست تا هركس برادرى يا پسرى ، چه به اسم نوا يا چه به رسم ملازمت ، همراه اردو باشند ، و همه به طوع و رغبت انقياد نمودند ، مگر ملوك رستمدار كه به اميد سختى كوههاى خود به تخلّف ميل كردند ، چون معلوم شد همه به ياساق رسيدند ، امّا اسكندر شيخى به واسطهء آنكه در آمل بود ، كيفيّت حال خود را قرينهء معاملهء رستمداريان دانسته طغيان كرد . سلطان صاحب‌قران يك دو كرت به لطف و خوشى كسان به احضار او فرستاد و به جائى نرسيد . بعد از آنكه تمرد او به تحقيق پيوست سلطان صاحب‌قران لشكر به دفع او كشيد و نخست به محاصرهء فيروزكوه مشغول شد . چون دو روز از محاصره بگذشت و بهادران لشكر نيم‌شبى به يك نهيب شهربند را فتح كردند پسر او حسين كه كوتوال بود بىمشورت خويشاوندان به زير دويد و خود را در ربقهء انقياد كشيده از جرگهء آن